استوری آهنگ نوستالوژی

۴۳ بازدیدمنتشر شده در ۱۷ آبان ۱۴۰۰

مُژگان به هم بزن كه بپاشی جهانِ من⁣ كوبی زمینِ من به سَرِ آسمانِ من ⁣ درمان نخواستم ز تو من درد خواستم⁣ یك دردِ ماندگار! بلایت به جان من!⁣ می‌سوزم از تبی كه دماسنج عشق را⁣ از هُرمِ خود گداخته زیر زبانِ من!⁣ تشخیصِ دردِ من به دلِ خود حواله كن ...⁣ آه ای طبیبِ درد فروشِ جوانِ من⁣ نبضِ مرا بگیر و ببر نام خویش را⁣ تا خون بدل به باده شود در رگان من⁣ گفتی غریب شهر منی این چه غربت است؟⁣ كاین شهر از تو می‌شنود داستانِ من⁣ خاكستری است شهر من آری و من در آن⁣ آن مجمری كه آتشِ زرتشت از آنِ من⁣ زین پیش اگر كه نصف جهان بود بعد از این⁣ با تو شود تمام جهان اصفهان من!⁣ ⁣ «زنده‌یاد حسین منزوی»⁣